خرید بک لینک

« اَعوذُ بِاللّه مِن نَفْسی »از پیچیدگی های درونم مینویسم.ساده و روان تا هم تو بفهمی چی میگویم هم خود بفهمم چه مینویسم.نوشتن به من آرامشی شگرف میدهد.حسی که با هیچ چیز دیگر نمیتوانم بدست بیاورم.با نوشتن مناجات میکنم،عشق میورزم،غم و شادی هایم را بیان میکنم،و بالاخره با نوشتن زندگی میکنم.*****من به دنبال کسی میگردمکه غمش را با من تقسیم کند من دلم را با اوو دوتایی پس از آنبه تماشای بهاری برویمکه شقایق ها را امسال به صحرابخشید***** دلتنگی های آدمی را باد ترانه یی می خواندرویاهایش را آسمان پر ستا

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 9:09

« اَعوذُ بِاللّه مِن نَفْسی »از پیچیدگی های درونم مینویسم.ساده و روان تا هم تو بفهمی چی میگویم هم خود بفهمم چه مینویسم.نوشتن به من آرامشی شگرف میدهد.حسی که با هیچ چیز دیگر نمیتوانم بدست بیاورم.با نوشتن مناجات میکنم،عشق میورزم،غم و شادی هایم را بیان میکنم،و بالاخره با نوشتن زندگی میکنم.*****من به دنبال کسی میگردمکه غمش را با من تقسیم کند من دلم را با اوو دوتایی پس از آنبه تماشای بهاری برویمکه شقایق ها را امسال به صحرابخشید***** دلتنگی های آدمی را باد ترانه یی می خواندرویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردوهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوتسرشار از سخنان ناگفته استاز حرکات ناکردهاعتراف به عشق های نهانوشگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته استحقیقت تو و  من *****جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدندر میان راه دیدار می کنیم حقیقت راآزادی را خود را درمیان راه می بالد وبه بار می نشیند دوستی یی که توان مان می دهد تا برای دیگران مامنی امن باشیم و یاوری این است راه ما راه تو ومن*****پنجه در افکنده ایمبا دست هایمان به جای رها شدنسنگین ... سنگینبر دوش میکشیمبار دیگران را                           به جای همراهی کردنشانعشق ما نیازمندرهایی استنه تصاحب...در راه خویشایثار بایدنه انجام وظیفه*****خدایامرا هموارهآگاه وهوشیار بدارتا قبل از شناختن درست کسی با فکری- مثبت یا منفی- قضاوت نکنمخود خواهی را چنان در من بکش یا بر کشتا خود خواهی دیگران را احساس نکنمو از آن در رنج نباشمبه من توفیق تلاش در شکست؛صبر در نومیدی؛رفتن

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:44

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

«جميلة أنتِ، تشبهين السلام في عيون شعبٍ أتعبتهُ الحروب»

تو زیبایی، چو صلح در چشمان ملّتی خسته از جنگ‌ها...

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:44

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازمتو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت ...بکنم دل ز دل چون سنگت، تو خیالت راحت....میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایت ....تو به من میخندیو به خود میگویی:باز می آید و میسوزد از این عشق ولی....برنمیگردم ،نه!میروم آنجایی ک دلی بهر دلی تب دارد،عشق زیباست و حرمت دارد....تو بمان!دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد بی روح شده است !نیش و خنجر شده است!تو بمان در شهرت ...

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:44

صفحه بندی